فافا

ای خسرو خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

به نام تو ... ای لطیف ترین، بهتریت آرزوی هستی ام، والاترین آرمانم؛

تو ملموس ترین تعقلی!

نزدیکترین مأنوسی!

لطیف ترین احساسی!

حضور تو برای من تلاقی همه ارزشها و نیکی هاست در وسعت تنگ و خلوت حزن انگیز همیشگی ام؛

خلوتی سرشار از درد، پر از حضور تو ولی خالی از انس با حضورت.

ای آرزوی همیشگی ام! ای شاهد تمام لحظات با تو بودن در عیت با تو نبودن! ای معنای حیاتم، معنای ضربان قلبم، نبض بودنم ... آه

چگونه تورا معنا کنم در حالی که در قالب درک محدودم نگنجد.

حقارت الفاظ بغض گلویم را می شکند ...

چگونه سخن بگویم تا به ساحت رفیعت جسارت نکرده باشم؟! چگونه در پیشگاهت متعهد شوم تا از دو رویی گذشته ام شرمسار نشوم؟!

چگونه از تو بطلبم در حالی که در اسراف کردن هم مصرف بوده ام؟!

آه خدای مهربانم ...! استضعاف فکری ام حتی مرا در فهم کوچکترین معانی عاجز نموده است؛

و این منم ... خسته ترین تو!

شرمنده ترین تو!

ای همه وجودم از غم نارضاییت ملول!

آه که تمام عمرم گورستان لحظه های از دست رفته است.

خسته شده ام از این همه تکرار، از این همه تردید، از این همه دوری!

قلبم دیگر به کویر تفدیده ماند که امیدی به سرسبزی اش ندارم ...

ای که رحمتت زمین خشک مرده را زنده می کند،...

الهی ... نگاهی ... دل غمگین و محتضرم اینک در سایه سار مهربانی تو لانه گزیده است،

خدایا ... ای زیباترین نجوای هستی ... تنها تو را دارم ...

مرا دریاب
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • مهر ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
آرشیو موضوعی
  • نمونه سوال مدیریت بازرگانی
  • فناوری اطلاعات(IT)
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • مذهبی
  • آموزش های فافا
  • دل نوشته های فافا
  • English
  • عربی
پیوندها
  • بلاگفا
BLOGFA.COM